ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
226
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
يحيى بن اكثم هم قضاء ناحيه شرقيه را بحيان بن بشر و قضاء جانب غربى را به سوار بن عبد اللّه عنبرى واگذار كرد هر دو اعور ( واحد العين - يك چشم كور ) بودند كه جماز درباره هر دو چنين گفت : رايت من الكبائر قاضيين * هما احدوثة فى الخافقين هما اقتسما العمى نصفين قدراً * كما اقتسما قضاء الجانبين و تحسب منها من هز رأسا * لينظر في مواريث و دين كانك قد وضعت عليه دنا * فتحت بزاله من فرد عين هما فال الزمان بهلك يحيى * اذا افتتح القضاء بأعورين يعنى : من يكى از عجايب بزرگ با گناهان كبيره دو قاضى ديدم كه وجود آنها واقعه شگفت آور و مايه گفتگوى مردم دو عالم است . آن دو قاضى كورى را ميان خود دو قسمت كردهاند چنان كه قضا و داورى دو جانب را هم ميان خود تقسيم كردهاند . اما هنگامى كه آنها سر تكان ميدهند و بيك موضوع مورد رسيدگى اعم از وام يا ارث نگاه كنند انگار بر سر هر يكى از آنها يك خمره نهاده شده كه آن خمرة داراى يك سوراخ است و آن دو قاضى نظر خود را از آن سوراخ ( يك چشم ) به كار مىبرند . ( كله آنها خمره داراى يك سوراخ است ) آن دو قاضى شوم فال بد روزگار هستند كه آن فال بد براى هلاك يحيى باشد ( قاضى القضاة ) زيرا او قضا ( و برگزيده قاضى را ) بانتخاب دو اعور ( واحد العين ) افتتاح كرده است ( عرب اعور را شوم مىدانند ) . بيان امارت عباس بن فضل در صقليه و فتوحات او ما در حوادث سنه دويست و بيست و هشت چنين آورده بوديم كه محمد بن عبد اللّه امير صقليه ( سيسيل ) در سنه دويست و سى و شش در گذشت ( توضيح آنكه حوادث سنه